مشاهیر بوانات
میرزامحمدباقر بواناتی
بواناتی ، میرزامحمدباقر، ادیب و شاعر ایرانی و
آموزگار زبان فارسی در لندن . مدتی به میرزا محمد باقر خدائی ، میرزا محمد باقر
کفری و ابراهیم جان معطّر شهرت داشت و در لندن خود را محمد باقر ایرانی می خواند.
او در ادب فارسی و تاریخ ادیان و آرای ملل و نحل صاحب مطالعه و ابتکار و تصرف بود.
تاریخ تولد وی مشخص نیست ، اما احتمال می رود که میان سالهای 1230تا1235 به دنیا آمده
باشد (شیرازی ، ذیل «معطّر»؛ شعاع شیرازی ، ص 445).
میرزا محمد باقر، فرزند صابر شیدانی ، از مردم بوانات فارس و از خانواده ای دهقان
بود. مبادی علوم عصر خود را در زادگاهش فرا گرفت . بیش از دوازده سال نداشت که بی
اطّلاع خویشان و کسان ، به شیراز رفت و به تحصیل سنتی پرداخت و زبان انگلیسی را
نیز فرا گرفت (دیوان بیگی ، ج 3، ص 1636ـ 1637؛ رکن زادة آدمیت ، ج 1، ص 413).
نویسندة حدیقة الشّعرا (تألیف 1296)، حدود 1275، با بواناتی در شیراز ملاقات کرده
است (دیوان بیگی ، ج 3، ص 1637). به گفتة همو (ج 3، ص 1636ـ 1638) بواناتی مدتی به
هند و عراق عرب (بغداد) سفر کرد و پس از بازگشت به وطن ، به بوشهر رفت و در آنجا
ازدواج کرد و مدتی مترجم کنسولگری انگلیس بود. وی از این شهر راهی لندن شد و حدود
پنج سال در آنجا ماند، اما به علت بیماری دخترش ، راهی بیروت گردید. دخترش در بیروت
درگذشت (حدود 1283) و بواناتی پس از مدتی اقامت ، چون دولت عثمانی با ماندن او در
بیروت مخالف بود، به ایران آمد (پیرزاده ، ج 2، ص 209ـ211) و در 1310، در تهران
درگذشت (رکن زادة آدمیت ، ج 1، ص 417؛ قس شعاع شیرازی ، همانجا).
بواناتی در اوایل جوانی ، مدتی درویش مسلک بود. پس از آن نصرانی و سپس کلیمی شد.
در جریان سیر فکری و تغییر عقیده مدتی هم دهری مسلک و بی دین و منکر مبانی توحید و
اعتقاد مذهبی بود، اما عاقبت به اسلام گرایید و به حدّ کمال و تمام در ترویج مذهب
اسلام تعصّب داشت (پیرزاده ، ج 2، ص 207ـ210). به نوشتة براون (ص 12ـ13)، او نظامی
مذهبی از خود ابداع کرد که ترکیبی از مسیحیت و اسلام بود و آن را اسلام و مسیحیت
نامید. هنگام جوانی ، به سبب شهرت دهریگری و بی دینی و ایراد سخنان بدعت آمیز،
مجبور به ترک شیراز شد و در برازجان ، اسدآبادی او را از مرگ نجات داد (دیوان بیگی
، ج 3، ص 1637ـ 1638؛ تقی زاده ، ص 10؛ رکن زادة آدمیت ، ج 1، ص 413ـ414).
بواناتی پیوند خود را با سید جمال الدین اسدآبادی حفظ کرد و در 1307، به سبب این
ارتباط و به اتهام الحاد، در تهران محبوس شد، اما با شفاعت میرزا علی اصغرخان امین
السلطان ، آزاد گردید. سه نامه از او به سید جمال الدین مشتمل بر تمجید و تکریم
سیّد باقی مانده که در کتابخانة مجلس نگهداری می شود (برای اطلاع از متن نامه ها
رجوع کنید به افشار، ص 14ـ 18).
میرزا محمد باقر در لندن از راه تدریس زبان عربی و فارسی امرار معاش می کرد. از
جمله حسینقلی خان نواب و عباسقلی خان برادرش و ادوارد براون * (متوفی 1926 میلادی
)، خاورشناس مشهور انگلیسی ، از شاگردان او بودند (پیرزاده ، ج 2، ص 210؛ افشار، ص
18ـ 19).
آثار او عبارت اند از: دو منظومة شُمَیسة لندنیه و سُدَیرة ناسوتیه ، مملو از
الفاظ مهجور و مشحون از لغات عربی و ممزوج با کنایات و استعارات دور از ذهن و
مصطلحات کلامی و دینی ملل مختلف ، که خلاصة آنها در تاریخ مطبوعات ادوارد براون (ج
1، ص 108ـ112) به چاپ رسیده است . روضات لندنی و فَوحات انجمنی و کنایت از قرآن
معطّر ، تفسیری است منظوم از 26 سورة قرآن که به سیزده «نسیم » تبویب شده است .
بواناتی احتمالاً نویسندة مفتاح الفرقان فی ترتیب سورالقرآن نیز بوده باشد که نسخة
خطی آن در کتابخانة براون موجود است ( > فهرست توصیفی نسخه های خطی شرقی متعلق
به ادوارد براون فقید < ، ص 292). او همچنین در نوشتن و تنقیح > فرهنگ
انگلیسی به فارسی < ، تألیف ولستن (چاپ لندن ، 1889میلادی ) شرکت و همکاری
داشته است .
منابع : ایرج افشار، سواد و بیاض ، «ابراهیم جان معطر»، تهران 1344 ش ؛ ادوارد
گرانویل براون ، تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دورة مشروطیت ، ج 1، ترجمة محمد
عباسی ، تهران ] تاریخ مقدمه 1335 ش [ ؛ محمدعلی بن محمد اسمعیل پیرزاده ، سفرنامة
حاجی پیرزاده : از لندن تا اصفهان ، چاپ حافظ فرمانفرمائیان ، تهران 1342ـ1343 ش ؛
حسن تقی زاده ، «سیدجمال الدین »، کاوه ، سال 2، ش 3 (رجب 1339)؛ احمدعلی دیوان
بیگی ، حدیقة الشعراء ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران 1364ـ1366ش ؛ محمدحسین رکن
زادة آدمیت ، دانشمندان و سخن سرایان فارس ، تهران 1337ـ1340 ش ؛ محمد حسین شعاع
شیرازی ، تذکرة شعاعیه ، نسخة خطی کتابخانة ملی ملک ، ش 3839؛ مفیدبن محمد نبی شیرازی
، تذکرة مرآة الفصاحة ، نسخة خطی کتابخانة جعفر سلطان القرائی ؛